رویای من همیشه به یاد تو سبز بود
رفتی و حرفی از غم رویا نمیشود
رفتی و دل میان گلستان غریب ماند
دیگر بهار محو تماشا نمیشود
♦
♦
♦
♦
نمیدانم چرا رفتی
نمیدانم چرا شاید خطا کردم
و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی
نمیدانم کجا، تا کی ، برای چه
♦
♦
♦
♦
من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل
میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر
نمیدانم چرا شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز
برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
♦
♦
♦
♦
چه می شد گر دل آشفته من
هر چشم تو عادت نمیکرد
و ای کاش از نخست آن چشمهایت
مرا آواره غربت نمیکرد
♦
♦
♦
♦
تو را آنقدر در دل می سرایم
که دل یعنی ترا زیبا سرودن
فدای تو شقایق احساس
و رویای بی آغاز سرودن
♦
♦
♦
♦
و حالا انتهای کوچه شعر
منم با انتظاری مبهم و زرد
ولی ایکاش جادوی نگاهت
غزل های مرا تاراج نمیکرد
♦
♦
♦
♦
چون عاشقت ناز تو رابا قیمت جان می خرد از گندم گیسوی تو بر سفره اش نان می برد
هرکس تو را از من گرفت دلسنگ چون دیوار بود این سر بجای شانه ات همواره روی دار بود
من عاشق چشم تو و خواب نگاه تو شدم چشمان تو شرط من است مشروطه خواه تو شدم
با این همه ی بگذار من بر عشق تو تکیه کنم یک شب بدون درد در آغوش تو گریه کنم
♦
♦
♦
♦
مچاله ام کن ؛
در آغوشت **
من اوج آرامشم
طوفان آغوش توست ***
♦
♦
♦
♦
اشفته دلان را هوس خواب نباشد**
شوری که به دریاست،به مرداب نباشد**
هرگز مژه بر هم ننهد،عاشق صادق**
انرا که به دل عشق بود،خواب نباشد**
♦
♦
♦
♦
گاهی وقت ها… دلت میخواهـد… یکی را صدا کنی و بگویی سلـام می آیی قدم بزنیم؟” گاهی آدم چه چیز هآی سـاده ای را ندآرد
♦
♦
♦
♦
ای چشم تو چشم عالمی را همه ی چشم
من چشم ندیده ام چو چشم تو به چشم
چشمم زمیان چشم، چشم تو گزید
چشمی که برای عالمی ناز خرید
برچسبها: اس ام اس جذاب بی وفایی97, اس ام اس حسودی, اس ام اس درد, اس ام اس روزگار سیاه
.: Weblog Themes By Pichak :.

